یه پسر جهان سومی که دانشجوئه و ساز می زد و به محیط اطرافش حساسِ و عاشق عکاسیه و دوست داره واسه دلش بنویسه و غرغر کنه. عین همه آدمای معمولیه دیگه. شاید هم بدتر. و با کمی اغراق و نمک. همین.
- همه کاره و هیچ کاره
- گودر، ساز، عکاسی، باشگاه، بعضی دوستام، کتاب، خوردن، خندیدن
- خانواده، سلامتی، پول، هنر، دانش، اخلاقیات، تدریس